یک غزل ویک چهارپاره :

 

کاشــــکی راهمان دوتا می شد            شوق دلخواهمان دوتا می شد

کاشـــــکی پشت موج آبی ها            صورت ماهمــان دوتا می شد

بی من از هرچه عشق می رفتی            لااقل آهمــان دوتـــامی شد

در حصار بلنــــــــد پستی ها             کوهمان کاهمان دوتا می شد

مصر تصویر وخلوت احســاس              یوسف وچاهمان دوتا می شد

کاش اصلن تمام ثانیــــــه ها              گاه و بیگاهمان دوتا می  شد

*****

چهارپاره :

 

چشم هایت غزل حافظ احساس من است

پس خمار ته چشم تو چرا مجهول است

با اجازه دل مــــــــن پشت همین مثنویم

گاه گاهی به تماشای شما مشغول است

****

مدتی هست دلم پیش شما گم شده است

سهم من از لب تو بوسه چندم شده است

واقعن قصد من از بوسه تو بودی دیشب

پس ببخشید اگر سوء تفاهم شده است

****

 

حرمت بوسه فقط اشهد کنج لب توست

این گناهی است که لبهات به من بخشیدند

حتم دارم که از این کار مـــــلامت نشوم

لا اقل فرض کن این قوم نمی فهمیـــــدند

****

فکر کردم که دلم دست خدا هم ندهم

تا مگر حرمت چشمان شما را بکنم

موج برداشته گل های پر روسریت

صبر کن تا ته این قافیه امضا بکنم

****

سینه ام حس تورا می بردازدست رقیب

کاشکی مثنویم چشم تو را حس می کرد

یا غزل می شد و بازار رباعی می شد

یا مرا رونق ابروی تو مفلس می کرد

***

کاشکی پنجره ها رو به سحر باز شوند

غزل از طعم تو تا عمق نگاهم می مرد

کاشکی عشق تو انبوه پریشـــــــانی را

لااقل از دل من تا به ثریــــــــــــا می برد

****

مانده ام پشت نگاه تو که احساس کنم

شایداز من به غزل خانه قلبم برسی

غزلی ناب شوی حس مرا گل بکنی

تا مگر تازه شوم باز برآرم نفسی

****

 

گفته بودم که اگر مثل تو عاشق بشوم

ماه را بنده آن صورت مــــــاهت بکنم

اتفاقن اگر این بار خدا هم خـــــــــواهد

قصد دارم که فقط سیر نگـــــاهت بکنم

 

 

/ 2 نظر / 14 بازدید
قربان پیکر

سلام از حرکت جالبتان در بکار نبردن تنوین احساس شادی کردم یک پیشنهاد دیگر نیز دارم . شما که این همه نسبت به زبان و ادب فارسی تعصب دارید در شعرهای خود نیز سعی کنید از واژه های اصیل فارسی استفاده کنید. بدرود سربلند باشید.

قربان پیکر

سلام شعرهایتان را خواندم هنوز هم از بکار نبردن کلمات عربی لذت می برم این تعصب شما را نسبت به ادب فارسی می ستایم.