باید همیشه ضامن آهوی من باشی

وقتی که تو سلطان دریا روی من باشی
 باید همیشه  ضامن آهوی من باشی

با چشم هایت سر بدامان دعا دارم
شاید شبی ماه کمان ابروی من باشی

حیف است سائل از در کوی تو برگردد
اما تو شاه آسمان گیسوی من باشی

صحن دلم را سر سرای عشق خواهم کرد
وقتی که تو معیار سمت و سوی من باشی

وقتی کبوتر میشوم در صحن آزادی ت
یعنی به لطفت عطر دستنبوی من باشی

حالا اگر با  آب سقاخانه برگردم
آقا خودت باید شفاعت گوی من باشی  

تا سال دیگر عمر میخواهد که برگردم
بگذار اینجا در غزل پهلوی من باشی

/ 0 نظر / 17 بازدید