غزل شماره 1

فدای ناز نگاهت تمام خوبی ها

تو آسمان منی پشت بام خوبی ها

همیشه تازه ترین طول موج هر غزلی

جهان اگرچه نباشد به کام خوبی ها

اسیر قافیه بودم چقدر گرییدم

به شوق چشم تورفتم به دام خوبی ها

تمام زندگی ام را ترانه پاشیدی

که شاه بیت غزل شد به نام خوب ها

ترا به حرمت چشمت برای من بنویس

تمام شرح دلت را کلام خوبی ها

کمی سکوت می کنم امشب عزیز بعد غزل

به پاس چشم تو در احترام خوبی ها  

غزل شماره 2

باید نباید ندارد باید که با تو بمانم

هر شب بپای نگاهت من این غزل را بخوانم

صد آسمان وسعت تو هر شب رصد می کنم من

پس تو کجایی که هرشب آواره کهکشانم

امشب بیا ماه من شوتهمینه ی شعر من باش

باور کن از بس که رفتم من خسته از آسمانم

ماه وقتی تو را دید صد هاله را موج میزد

شرم حضور ش سبب شد تا زهره از دل برانم

حالا که وثقت زیاد است عاشق کشی هم گناه است

من می نشینم که امشب فال شما را بدانم

 

غزل شماره 3

بانو سلام عرض ارادت هنوز هم

شایسته نیست مثل پریشب زنی به هم

من توبه کرده ام بخدا ساده آمدم

تا طی کنم شبیه تو راهم قدم قدم

حالا اگرچه دست مرا پس نمی زنی

فرصت بده به چشم تو سوگند می خورم

صد بار هم اگر به نگاهت قسم خورم

جبران اشتباه دلم را نمی کنم

امشب برای اینکه خودم را نشان دهم

هی  امتیاز ناز نگاه تو می خرم

با آنکه تو غرور دلم را شکسته ای

یک تار موی تو به دوعالم نمی دهم

بگذار زیر سایه چشمت غزل شوم

تا سرنوشت تازه خود را رقم زنم

حالا بلند شود دوباره دلم را بهانه شو

دریا بشو شبی برسانم به ساحلم

تو  ناخدای کشتی بحران عشقمی

باور بکن بی تو به ساحل نمی رسم

من حرمت نگاه خودم را شکسته ام

تا احترام چشم سیاه تو نشکنم

 

 

/ 2 نظر / 13 بازدید

این جاده آخرش به شما ختم می شود پس با اجازه من شده ام مایل شما

افتاده ام به دام تو غم می خورم عزیز دارم دوباره در تو رقم می خورم عزیز