گاهی تلاش عاشقان ناکــــــــــــام می ماند

وقتی نگاهت لحظــــــه ای آرام می ماند

دنیا به دست چشم هــــایت رام می ماند

اندیشه در اندیشه باران میشوی در شعر

تعبیر رویای تو در ابهــــــــــــــام می ماند

خورشید را طی می کـــنی در اوج تنهایی

یک لکه ی ابری کنــــــــــارت دام می ماند

بغضت شبیه عــــــــاشقی که متهم بوده

در انتظار لحظه ی اعــــــــــــدام می ماند

خیلی مشوش می شوی وقتی که ایمانت

مثل کبوتر گوشه ی هـــــــــر بام می ماند

گیلاس و زردآلو نخواهــــی کاشت در قلبت

وقتی که در احســــــاس تو بادام می ماند

پیغمبری هستی که اعجاز تو طوفان است

فرزند تو بعد از تو بد فرجـــــــــــام می ماند

با خشک سالی های پشت پرده می جنگی

گاهی تلاش عاشقان ناکــــــــــــام می ماند

فرمانده ای هستی که در ذوقت زمینگیری

وقتی به شعرت جغد خون آشـــام می ماند

هرچند میدانی که با شعــــــر تو می جنگند

سالوس در آئینه هــــــــــــم بد نام می ماند

/ 0 نظر / 12 بازدید