بعد از مدت ها دوغزل تازه

غزل ١

 

افتاده ام به دام تو غم می خورم عزیز

دارم دوباره در تو رقم می خورم عزیز

 

هرچند در مسیر سمومت خزان شدم

این بارهم به عشق تو سم می خورم عزیز

 

ای  در نگاه پاک تو افتاده ام اسیر

می بینی ام  که چوب دلم می خورم عزیز

 

با لهجه شکسته اندوه همدمم

این بار چندم است قسم می خورم عزیز

 

شایسته نگاه پر آوازه تونیست

کز دفتر ترانه قلم می خورم عزیز

 

غزل ٢

 

زرد نگاه سبز تو پائیــــــز دیگـــــریست

سهم من از غزل بخدا چیز دیگـــــریست

در جبهه ای به وسعت احســــاس پلکتان

مردی شکست خورده ولبریز دیگریست

شیرازچشم های صمیمـــــــــــــانه شما

سرشارعاشقــــــــانه ی تبریز دیگریست

بانوی حس پنجــــــــم شب های اطلسم

امشب دلم  دوباره ســـــر میز دیگریست

من مانده ام اگربخــــــــدا در خودم اسیر

شعرم اسیر درد غم انگیـــــــز دیگریست

این سبزوار چشم شما چنـــــد مدتی است

در انتظــــــــــار حمله چنگیز دیگریست

با من بمان که حادثــــــــه را دور می زنم

حتا اگر ترانه غـــــــــــزل خیز دیگریست

 

 

 

/ 2 نظر / 9 بازدید
حامد

جابر عزیز درود بابت غزلهای زیبات نمیدونم چی بگم!تشکر کنم خسته نباشید بگم؟ فقط میتونم اول به شما تبریک بگم.که اینقدر زیبا قلب مخاطب شعرتونو لمس میکنی.بعد خدارو شکر کنم که هنوز زنده ام و میتونم شعرهای ریبا بخونم. با اجازتون تو وبلاگم گزاشتمشون. موفق و پیروز باشین

علی توکلی

خیلی عالیه دوست دارم