یک غزل ترکیبی عاشقانه

غزل ترکیبی

پای احساس خودم را درد دارم می کشم 
عکس یک قلاده ی نامرد دارم می کشم

سر بجنبانی کلاف شعر را گم می کنم 
من به هر مصراع آهی سرد دارم می کشم

دفتر پائیز را گاهی تورق می زنم 
سایه ی شعرم به رنگی زرد دارم می کشم

پای شب بوها غزل را ساده از بر می کنم 
خوب دقت کن ترا شبگرد دارم می کشم

در تب تنهایی ام یک عمربا خودکار عشق 
روی تختم طرح زوج و فرد دارم می کشم

کاش می دیدی که در شبهای تنهایی غزل 
کارهایی که سرم آورد دارم می کشم

دوستت دارم به احساسم حسادت می کنند 
جور مردی که حسادت کرد دارم می کشم

پای ترکیب غزل گل کن که این دیوارها 
باز می روید شبی اطراف گندم زارها

بی تو من حتا نفس با لطف باران می کشم 
پای طرح عاشقی یک خط پایان می کشم

قحطی لبخند را گنجشک ها رد می کنند 
حسرت یک بوسه را هر شب فراوان می کشم

طعم یک آغوش کولی وند در من می چکد 
بار دنیای زنی خودخواه با جان میکشم

هیچ کس درد غریبی مرا باور نکرد 
شهر را توی خودم هر روز زندان می کشم

تازگی ها ناز موهای تو را در شعر هام 
مثل عکس موج بعد از صرف طوفان می کشم
جابر ترمک

/ 2 نظر / 34 بازدید
مهندس احمدی

سلام وبتون خيلی جالب بود خوشحال میشوم به ما هم سری بزنيد

ياسمن

سلام يه سايتي اومده که ميتوني بدون اينکه پولي خرج کني، ازش درآمد کسب کني اگه خواستي روي لينک کليک کن http://paidtologin.blogsky.com/