نو آوری در شعر امروز از نظر شما (بخش دوم نو آوری در محتوا)

نو آوری در شعر امروز از نظر شما (بخش دوم نو آوری در محتوا)
فرایند نو آوری های خلاقانه در شعر امروز در دو حوزه ی ساختار و محتوا در بین منتقدان امروز مورد تجزیه و تحلیل فراوان قرار گرفته است مبحث قبلی که مورد توجه قابل ملاحظه ی شما عزیزان قرار گرفت بررسی نو آوری های شعری در حوزه  ی ساختار بود که به عقیده ی من خوب کالبد شکافی شد و اگر شاعری آن پست و کامنتهای مربوط را بخواند می تواند به یک جمع بندی فنی در حوزه ی ساختاری شعر امروز برسد همچنین از آن جمع بندی می تواند دورنمای زیبایی را از آینده ی فرمها و قالب های متنوع شعر فرا روی خویش ترسیم نماید .
اما همه ی شعر امروز در حوزه ی تنها ساختار دچار تحول نشد بلکه در حوزه ی محتوا نیز شعر امروز دچار خلاقیت های زیادی گشت که به تبع آن ژانرها و گونه ها و بعبارتی انواع ادبی مختلف را شامل می شود .
در بحث پیش رو انتظار دارم دوستان عزیز به فرایند تحولات مختلف شعر در حوزه ی مفهوم را مورد کنکاش قرار دهند و با استفاده از منابع موجود بصورت فنی و تخصصی در حوزه ی مفهوم به بررسی بنشینیم .
در همینجا از همه ی استادان گرامی که در بحث قبلی مشارکت خیلی خوبی داشتند کمال سپاس و تشکر را دارم بویژه : اساتید جناب شادان شهرو بختیاری جناب جزایری عزیز جناب سلطانیان عزیز جناب دولت آبادی عزیز و بانوان بانو لشکری عزیز و نسیم بانوی حوالی دریای عزیز که مجموعن اساتید بنده را تشکیل می دهند . از آنها آموختم مطالب بسیار زیبایی و انتظار دارم در حوزه ی محتوا نیز دوستان و اساتید معظم فعالانه شرکت نمایند .
نکته قابل توجه در اینجا نیز که مد نظر این حقیر است . این است که بدون تعصب بر نوع ادبی خاصی و در محیطی آرام و دوستانه بحث را پیگیری بفرمائید همانطور که عرض کردم هدف جمع بندی نقطه نظرات در مورد عنوان مورد بحث است خدای نکرده بحث حمایت و ملاحظه کاری بر هیچ کدام از انواع ادبی نیست .
برای سهولت به تعدادی از انواع ادبی که در شعر معاصر ما وجود دارد نظری می اندازیم و هرکدام از دوستان و اساتید با توجه به ظرفیت های متنوع قالب های مختلف شعر آنها را بررسی کنند :
الف : اشعار عاشقانه (غنایی)
ب) اشعار حماسی
ج ) اشعار بیداری و پایداری
د) اشعار آئینی و مذهبی
ه) اشعار تاریخی و اساطیری
و ) اشعار اجتماعی
ز) اشعار طنز و انتقادی
س) اشعار اخلاقی و حکمی
ع)اشعار عرفانی
و غیره
این گونه های ادبی طبقه بندی است که هم اکنون بعنوان رایج ترین نوع شعری زمان ما شناخته می  شوند . این محتوا های طبقه بندی شده محتوای مندرج در کتب درسی است که البته در حوزه ی نثر ما نیز جریان دارند و مجموعه شعر و نثر هر کدام از مباحث موضوعی بالا را نوع ادبی می دانیم مثلن ادبیات غنایی / ادبیات پایداری / ادبیات حماسی . و چون بحث مختص شعر است بحث در حوزه ی شعر ادامه یابد تا به نتایجی بررسیم
ضمنن اگر نوع خاص دیگری نیز وجود دارد که از قلم ناتوان این حقیر افتاده دوستان عزیز یاد اوری بفرمایند .
با احترام و فروتنی

نظرات اساتید و دوستانم :

نام: محمد ترکمان(پژواره)   عنوان مطلب: نو آوری های شعر امروز ( بخش دوم کارکردهای مفهوم در شعر امروز )

 

تاریخ: جمعه 17 مرداد 1393 -زمان:21:54

 

 


سلام شادان جان
مزاح می فرمایید یا حکم صادر؟
بنده نیم نگاهی هم اصلا به نوشته هایم خودم ندارم ولی روزی ده ها اثر منظوم توی این سایت می خوانم که اصلا شعریت ندارند زبان عامیانه است که هر لحظه ورد زبان حتی کم سوادترین افراد عادی که به نظر من در شعر نیستند.
شما شعریت را ممکنه تعریف بفرمایید...؟
سخن زیر که گمانم مال دکتر شریعتی است آیا شعر هست یا نه؟
به نظر من شعر است از نوع خوب چون ماثر و آدم را تکان می دهد:

دو چیز حیرانم می کند
یکی رنگ آبی دریا
که می دانم که نیست
دیگری صفای باطن تو
که نمی بینم
ولی میدانم که هست

ببخشید
   

       

نام: سید جواد جزایری   عنوان مطلب: نو آوری های شعر امروز ( بخش دوم کارکردهای مفهوم در شعر امروز )

 

تاریخ: جمعه 17 مرداد 1393 -زمان:21:42

 

 

درود بر شما
   

       

نام: شادان شهرو بختیاری   عنوان مطلب: نو آوری های شعر امروز ( بخش دوم کارکردهای مفهوم در شعر امروز )

 

تاریخ: جمعه 17 مرداد 1393 -زمان:20:52

 

 


سلام دوست من
قبلآ در یک کامنت به دوست دیگری گفتم که روش من هست که در بحث ها کلی صحبت می کنم . وقتی می گویم ( شما ) منظور تنها شخص شما نیست . وقتی هم می گویم ( من ) همه را شامل می شود .

شعریت شعر فارسی چیزی نیست که برای تایید آن نیاز به اجماع باشد . در طی 1000 سال شکل گرفته است . ولی در مورد شعریت هر پدیده ی نوظهوری نیاز به اجماع نظر شاعران دارد . یعنی سپید باید به تایید شاعران برسد تا به رسمیت شناخته شود . یعنی شاعران باید در یک اجماع شعریت سپید را تایید کنند .
اینکه خود سپید نویسان خودشان را تایید کنند که قابل قبول نیست .
مثل این است که عروسک سازان اجماع کنند که ما مجسمه سازیم و بالعکس ...
این شاعران هستند که باید قبول کنند که آیا ( سپید ) شعریت دارد یا خیر ..
اگر بگویند خیر .. که دیگر جای چانه زنی وجود ندارد .

اگر قرار هست سپیدنویسان خودشان / خودشان را شاعر بنامند . این قضیه اش فرق دارد . چرا که با استبداد هم می توان حاکم شد و خود را به زور تحمیل کرد .

آیا اینطور نیست ؟؟؟

به تناسب موضوعاتی که مطرح شد مطالبی هرچند مختصر گفتم . الباقی بحث را خودتان ادامه دهید . چرا که من برای نان در آوردن باید کار بکنم
هی روزگار ...
   

       

نام: شادان شهرو بختیاری   عنوان مطلب: نو آوری های شعر امروز ( بخش دوم کارکردهای مفهوم در شعر امروز )

 

تاریخ: جمعه 17 مرداد 1393 -زمان:20:39

 

 

سلام و سپاس

بله حق با شماست
قبل از خلق هر هنری چون فعلی هنوز صورت نگرفته و معلوم نیست چگونه می خواهد صورت بگیرد . هیچ تقسیم بندی جایی ندارد . تقسیم بندی مربوط به بعد از خلق هنر است . و اینکه در چه جایگاهی باید قرار بگیرد . ولی اگر منظور ( طرح اولیه ) باشد . لازم هست که شاعر قبل از سرایش یک طرح ذهنی از آنچه قصد سرایش آن را دارد داشته باشد . مثلآ من قصد می کنم که در مورد یک معلم فداکار که برای نجات دانش آموزانش خود را به دل آتش می زند و آنها را نجات می دهد و خودش در این کار جان می دهد شعر بگویم .
حالا اگر قبل از سرایش در چگونگی خلق آن بیندیشم و یک طرح راهبردی تنظیم کنم ( حتی اگر ذهنی باشد ) مسلم است که تاثیر خوبی در سرایش شعر خواهد داشت .
در یک شعر که نعداد کاراکترها زیاد هست و دیالوگ های متفاوتی باید از زبان آنها زده شود نیازمند یک طرح حساب شده و جامع هستیم . بخصوص اگر بخواهیم شعرمان دارای عمق و بعد باشد .
در اینکه شعر را باید کارگردانی کرد شک نکنید . این تعریف کلیشه ای را از ذهنتان بیرون کنید که ( آنچه به ما الهام شده است را می گوییم ) این یک تعریف کلیشه ای هست که از زبان خیلی ها شنیده می شود .
شعر یک هنر کلامی است .
برای خلق یک هنر ماندگار باید حساب شده گام برداشت .
طرح یکی از الزامات هنر شاعریست .
در طرح مشخص می شود که سکانس نخست شعر چگونه تصویربرداری شود و از کدام زاویه نگاه گردد . هر سکانسی در شعر ( شما به جای سکانس بنویسید " بند " یا بنویسید " بیت " ) باید جداگانه کارگردانی شود .

اگر دست من بود حتمآ موظف می کردم که هر شاعر مبتدی یک دوره ی کارگرانی فیلم را در بصورت آماتور تجربه بکند و بعد آموخته هایش را در شعر بکار گیرد . منتها دست ما کوتاه است و به خرمای روی نخل نمی رسد .
خلاصه کنم
در مورد شعری که خلق نشده چیزی نمی توان گفت و نظری نمی توان داد و قضاوتی نمی توان کرد .
همه ی اینها بعد از خلق شعر اتفاق می افتد . ولی یک سری کارها هست که قبل از خلق شعر می توان انجام داد و آن همان طرح و نقشه ی سرایش هست . من خودم شخصآ در اشعار نیمایی اط طرح اولیه استفاده می کنم . بسیار مفید است و توصیه می کنم دوستان هم استفاده کنند . احتیاجی نیست روی کاغذ باشد . ذهنآ یک سری بایدها و نبایدها را برای شعری که قصد آفرینش آن را دارید وضع کنید . سعی کنید کارگردان سخت گیری باشید و از واژه ها که بازیگران صحنه ی نمایش شعر شما هستند در حد توان هر واژه کار بکشید . هر واژه ای جاذبه و دافعه ی خاص خودش را دارد . واژه ها وقتی در کنار هم قرار می گیرند دارای نوسان می شوند . گاه همدیگر را دفع می کنند و گاه جذب . اینکه کدام واژه ها باید در کنار هم باشند بستگی به نوسان واژه ها دارد که به راحتی می توانید در جمله آن را حس کنید .

کامنت آخری من است .
باید به کارهایم سر و سامان بدهم .

خدا شاهد است قصد رنجاندن خاطر کسی را در عمرم نداشته ام . . لحن نوشتاری من در بحث ها همینگونه است که مشاهده کردید . اگر دوستی ناراحت شده است معذرت می خواهم


   

       

نام: شادان شهرو بختیاری   عنوان مطلب: نو آوری های شعر امروز ( بخش دوم کارکردهای مفهوم در شعر امروز )

 

تاریخ: جمعه 17 مرداد 1393 -زمان:19:50

 

 

سلام بزرگوار

بهم ریختن ( زبان ) با رشد و بالندگی زبان فرق دارد . فرهنگستان کارش بهم ریخت زبان نیست .
پیدایش زبان زا آنطور که شما تصور می کنید نمی دانم . زبان ریشه در غریزه دارد . ریشه در طبیعت دارد و بصورت آنی و یکدفعه بوجود نیامده است . تاریخ پیدایش دارد . دگرگونی ها را دیده است . اینها حرف های شادان شهرو نیست . که بخواهد به زور به کسی بقبولاند . دیرینه شناسی این را می گوید .
شما امروز خیلی ساده از ( زبان ) استفاده می کنید . ولی ای کاش می دانستید که بشر برای هر ( واژه ه اش ) چندین نسل و چندین قرن هزینه کرده است . شما امروز هزاران هزار واژه دم دست دارید . و این در حالی است که بشر در ابتدایی ترین شکل زندگی اش به اندازه ی انگشتان دو دستش ( واژه ) یا بهتر است بگوییم ( اصوات غریزی ) در اختیار نداشته است . بشر در طول پیدایشش آنهم در طی هزاران سال در ارتباط مستقیم با محیط وحشی و ناآرام اطرافش ( واژه ) بر سر ( واژه ) جمع کرد تا شده است این زبانی که امروز شما بزرگوار بصورت ( یکجا ) به ان نگاه می کنید . اصطلاح بهم ریختن ساختار زبان درست نیست . واژه ها با هر دوره ای و با هر شرایطی خودشان را هماهنگ می کنند . واژه ها هم مثل خود انسان عمر دارند . یک روز متولد می شوند یک روز جوان و قبراق هستند . یک روز پیر و فرسوده می شوند . برخی واژه ها صاحب فرزند می شوند و می میرند . ولی نسل آنها با حفظ ریشه ی سببی و نسبی باقی می ماند . و برخی هم قطبع النسل می شوند . زبان دارای رشد و بالندگی هست .

حُوِه hove
حونه hone
خونه khone
خانه khane

لفظ ( خانه ای ) که الآن شما تلفظ می کنید . پدر و پدربزرگ و جدش هنوز هم در گوشه و کنار ایران دارد تلفظ می شود .

hove قدیمی ترین شکل تلفظ ( خانه ) است که هنوز هم بعد از استعمال هزاران ساله اش در گوشه و کنار ایران تلفظ می شود . منظور شما را از بهم ریختگی ساختار زبان درک نمی کنم . شاید منظورتان را با اصطلاح خوبی بیان نکرده اید .
فرهنگستانهم با تکیه بر سابقه ی واژه ها ( واژه سازی می کند ) در فارسی واژه ای بدون ریشه ی تاریخی نداریم .
تکیه ی فرهنگستان زبان فارسی بر روی اصالت واژه هاست .
جوامع و فرهنگستان از غیب واژه نمی آورند . از همان واژه های دم دست استفاده می کنند .

عارف به کسی می گویند که به شناختی رسیده باشد . عارف بودن فقط مختص امور معنوی نیست .

جناب
پیدایش زبان برای بهینه کردن ارتباط بین ابناع بشر بوده است . شما به استناد کدام حرف من مدعی شده اید که من منکر این ارتباط هستم ؟؟؟

درخواست شما مورد احترام است . موفق باشید و عارف


   

       

نام: مجید توکلی (نوا)   عنوان مطلب: نو آوری های شعر امروز ( بخش دوم کارکردهای مفهوم در شعر امروز )

 

تاریخ: جمعه 17 مرداد 1393 -زمان:18:35

 

 

آن گرامی یار نیک می دانند که
هرگونه جبر و استبداد در حوزه ی احساس پیشاپیش محکوم به شکست است و سرنوشت سفارشهای ثبت شده در تاریخ ، اگر همراستا با خواست و نگاه مردمان همراه نبوده، قابل مطالعه و آشکار است.اینگونه است که کارکرد مفهوم در شعر امروز و هر روز مبتنی بر سنجه ، معیار و ترازوهایی عاطفه سنجانه ؛دردآشنایانه و پایداری جویانه بوده و آنست _ درغیاب آثار ساختارشکنانه و خلاقانه _ که تعیین کننده ی سبک ، قالب یا محتوای آورده ها خواهد بود. کارکردهای سلبی یا ایجابی یک اثر ، راه خود را از درون نیازها می یابد والبته در ماموریت ذاتی یا تعریف شده خود نقشی تسریع کننده و شتاب آفرین و یا... را عهده دار می شود.اگر امروز سپید وآزاد می تواند تاثیر مورد نظر را دراین راه بگذارد،پس هژمونی آن راهگشاست و بستر زبان، نگرش، طرح ولحن و روح خود رابر تکنیک های زیباشناختی حاکم می کند. و بدینسان خواننده و مخاطب نیز در همان ابتدا موضع نمی گیرد و ارتباط با اثر برقرار می گردد و نقش و کارکردآن که فضاسازی و..است رخ می نمایاند .بدیهی است که هر شعری ناگزیر از داشتن مفهوم است و معناگریزی نیز دربردارنده ی مفهوم است و لذا تکیه بر نیازها وآرمانهای فاتی و آتی اعم و فارغ از این درونمایه ، روش و پیکره بندی صغرای قضیه است واستادان گرامی نیز در مباحث خود بااین نگاه شاگردانه مهربان اند .سپاس

   

       

نام: مجید توکلی (نوا)   عنوان مطلب: نو آوری های شعر امروز ( بخش دوم کارکردهای مفهوم در شعر امروز )

 

تاریخ: جمعه 17 مرداد 1393 -زمان:18:34

 

 

جناب سلطانیان عزیز
عرض سلام و ادب دارم
البته و به گمان من که خود نیز از شیفتگان میخانه های کهن هستم و به آزاد نویسی برحسب ضرورت در ارتباط با مخاطب در متون فریاد روی آورده ام،آن جامعه موصوف در سطوح بالاتر هرم مازلو قرار دارد و کمتر با دغدغه های انسان خاورمیانه ای آشناست و ازاین روی اینگونه در تامین کاستی های روان ناسیر خود کوشاست و دیگر اینکه به راستی و آنگونه که تفصیلا در بالاتر هم آورده ام، آیا جلودار قافله ی این ژانر و آفریده ها ایشان نیستند و سروری نمی کنند به ما که آیا کسانی قابل توجه در کمیت و کیفیت را در برابری با آنان داریم؟
چه در شعر و چه در نویسندگی واکثر زمینه های هنر؟مولوی پاسخگوی نیاز فعلی آنان است و بحری عمیق در عرفان جذاب شرقی ولی ایا در سپید ونو هم اینگونه هست؟
از نگاه دیگر هر متن، نوشته یا سروده ای لاجرم نسبتی با دستاوردها، نگاه ها و ارمانهای جامعه بایستی داشته باشد ومفهوم مجرد مجال زیست ندارد و از این رو کارکرد بدیهی مفهوم در شعر،قطعا توانمندسازی و تعمیق یافته ها یا آمال است و علی هذا بر بستر تاریخ و تقدیر جوامع شکل می گیرد و اثر گذاری نیز دارد. همچنین نمی توان از دغدغه ی مردم حرف زد در حالی که با نیاز و نیایش آنان بیگانه بود و نیازسنجی دقیقی نداشت و این همانند چاپ آن اسکناس مثلا هفت تومانی یاچهل تومانی است.این مقوله در مسیر زندگی و روزگار آدمیان شکل و ارزش می یابد و بیانگر یا مقوی دلمشغولی هایی است که خاستگاه نیاز جوامع به ابزارهای برون رفت یا تسکین دهنده ی مشکلات ایشان است.
سبک یا قالب را برآیند جهانبینی یا نگرانی های سامان جویانه ی یک جامعه تعیین می کند و لذا اگر سراینده یا نویسنده با نگاهی ایجابی یا مشوقانه یا دلجویانه در پی ترمیم خلل و خلاء های احساس شده در اجتماع خود هست ناچار به لحاظ سلیقه های مخاطب یا گروه هدف می باشد که درغیر اینصورت خطا رفته و به هدف تعریف کرده یا شده تماما یا قسمتا نخواهد رسید طبیعی است که لبو و بستنی را نمی توان در زمان و مکان نامناسب با ویژگیهای خود ارائه داد و کامیاب بود.

   

       

نام: سید جواد جزایری   عنوان مطلب: نو آوری های شعر امروز ( بخش دوم کارکردهای مفهوم در شعر امروز )

 

تاریخ: جمعه 17 مرداد 1393 -زمان:18:21

 

 

شعر د ر ی ا ف ت
   

       

نام: سید جواد جزایری   عنوان مطلب: نو آوری های شعر امروز ( بخش دوم کارکردهای مفهوم در شعر امروز )

 

تاریخ: جمعه 17 مرداد 1393 -زمان:18:21

 

 

ش ر د ر ی ا ف ت
   

       

نام: سید جواد جزایری   عنوان مطلب: نو آوری های شعر امروز ( بخش دوم کارکردهای مفهوم در شعر امروز )

 

تاریخ: جمعه 17 مرداد 1393 -زمان:18:20

 

 


سلام جناب بختیاری.
آنچه بنده از نظر جناب دولت آبادی برداشت کردم این است:
تقسیم بندی (به هرنوعی)قبل از سرودن شعر(هر هنری)همبن خاصیت را دارد.
و به نظر بنده درست است:
آنچه از قبل پی ریزی شده باشد ساختن است.
" شعر خاکستری حاصل سوختن است"
"*************افت دست اول از منبع است"

اینکه هر هنری دارای محتوائی ست نیز از بدیهیات است.
   

       

نام: سید جواد جزایری   عنوان مطلب: نو آوری های شعر امروز ( بخش دوم کارکردهای مفهوم در شعر امروز )

 

تاریخ: جمعه 17 مرداد 1393 -زمان:18:07

 

 


با سلام و عرض احترام

به نظرم رسید که جنابعالی در اصلاح نقطه نظرات بنده کوشیده اید.
اگر پیدایش زبان را جهت ارتباط موثر تر از بدیهیات نمیدانید،بحث نتیجه ندارد.
وآخر
بهم ریزی ساختار زبان دست من و شما و زید و عمر نیست؛
جوامع به تبع نیاز خود این کار را میکنند (فرهنگستانها هم جزئی از جوامع).
حالا اگر کسی به عنوان عارف چیزی بیشتر برای گفتن داشته باشد؛در لباس شاعر زبان را به آنچه نیاز دارد هدایت میکند.
صواب و ناصوابش را هم آینده معین خواهد کرد.

جناب بختیاری بنده مایل نیستم این بحث را ادامه دهم
پایدار باشید
   

       

نام: ستار سلطانیان   عنوان مطلب: نو آوری های شعر امروز ( بخش دوم کارکردهای مفهوم در شعر امروز )

 

تاریخ: جمعه 17 مرداد 1393 -زمان:17:25

 

 

بیگمان خواننده جامعه مدرن امریکا استقبال میلیونی اش از اشعار مولوی برای محتوای آن بوده است . قالب اشعار که از وزن و قافیه تشکیل یافته پوسته ای بیش نیست که در ترجمه از بین میرود و آنچه می ماند تنها مغز و محتوای شعر و سروده است.
   

       

نام: ستار سلطانیان   عنوان مطلب: نو آوری های شعر امروز ( بخش دوم کارکردهای مفهوم در شعر امروز )

 

تاریخ: جمعه 17 مرداد 1393 -زمان:17:09

 

 

بد نیست این موضوع یاداور شد که در جامعه مدرن امریکا این اشعار حضرت مولوی است در تیراژ و شمارگان چند میلیونی خواننده دارد در حالیکه حتی شعرای نو پرداز ایرانی را نامشان را نمیدانند چه رسد به اثار آنها.
   

       

نام: جابر ترمک   عنوان مطلب: نو آوری های شعر امروز ( بخش دوم کارکردهای مفهوم در شعر امروز )

 

تاریخ: جمعه 17 مرداد 1393 -زمان:16:24

 

 

درود جناب دولت آبادی عزیز
باز هم سپاس
اما در مورد کامنتتان
با بخش اول کامنتتان که محتوا نباید سبب شود که زیبایی هنری از شعر خارج شود کاملن موافقم اما با بخش دوم سخنتان که فریادها را می توان در هر قالبی بیان کرد یا همان پیام های شاعرانه
اینکه بگوئیم ابزارهای زیادی برای اطلاع رسانی وجود دارد و بگوئیم نیاز به شعر نیست و بلافاصله بگوئیم فریادهای شاعرانه را در قالب سپید می توان به گوش جامعه رساند نیز منصفانه نیست . من از زاویه ی دیگری بطور کلی به شعر نگاه می کنم استاد همایی در مجموعه فیش های جمع آوری شده اش تعبیر جالبی دارد که انسان ها در طول تاریخ نیاز به دو تغذیه ی روح و جسم داشته اند و در ادامه می افزاید که شعر نیاز روحی انسان است استاد فروزانفر نیز بعدها در مقاله ای در مجله سخن شماره 63 تحت عنوان « نقش شعر در زندگی انسان » همین نظر استاد همایی را مطرح می کند و بعدها استاد شفیعی کدکنی در مقدمه ی صورخیال نوشت که هرچه زیبایی در شعر بیشتر باشد مخاطب را بیشتر اقناع می کند و هر سه شعر را یک فرایند احساسی درونی شاعر می دانند . نه فریاد یا بیان کننده ی فریادها زیرا فریادها در مقوله ی شعارها قرار می گیرند نه شعرها .
ما فریاد را برای بیان آگاهی و بیداری مردم می زنیم و می دانیم که در انواع ادبی جایگاه بیان دردها و فریادها در بیانیه ها و نامه های سرگشاده می باشد نه شعر و حتا اگر بعضی از شاعران تحت تاثیر جو حاکم بر اجتماعشان گاهی فریادشان را در شعر گنجانده اند یا دردی را به تصویر کشیده اند در همه ی قالب ها بوده است و این مختص قالب خاصی از شعر نیست .
در کامنت قبلی عرض کردم که دیدمان را به شعر و محتوای شعر معطوف کنیم نه قالب ها زیرا من اعتقاد دارم اگر شاعر شاعر باشد همان فریاد را در هر قالبی می تواند بیان کند :
دو بیت از غزل زیبای دکتر مهدی موسوی را ذکر می کنم که اگر دردی سراغ شاعر بیاید اگر شاعر شاعر باشد در حتا غزل هم این درد نمودار می شود :
دل به آبی آسمان بدهی ، به همه عشق را نشان بدهی
بعد درراه دوست جان بدهی ، دوستت عاشق زنت باشد
این یک درد بزرگ اجتماعی است که شاعر در همان قالب غزل فریاد می زند
و ادامه می دهد :
خسته از انقلاب و آزادی ، فندکی در میآوری شاید
هیجده تیر بی سرانجامی ، توی سیگار بهمنت باشد
که باز هم این بیت اشاره دارد به 18 تیر 78 کوی دانشگاه تهران .
این روند فریادهای شاعرانه را می توان به هر شکلی بیان کرد نیاز نیست حتمن سپید یا کلاسیک باشد .
بنابر این اعتقاد راسخ دارم سپید نیز در کنار دیگر قالب های شعری فارسی در حال پوست اندازی می باشد و البته هنوز در حال تجربه شدن با گذشت سه چهار دهه از عمر یک قالب شعری نمی توان بسرعت به چنین نتیجه ی محکمی دست یافت . که شعر امروز فلان قالب است یا بهمان قالب خود نیما بیان کرد که اگر من شعر سپید را ابداع کردم صرفن بخاطر این بود که در برخی قالب های دیگر بسیاری از کلمات پشت در معطل می شدند .
باز هم درود بر شما
   

       

نام: جابر ترمک   عنوان مطلب: نو آوری های شعر امروز ( بخش دوم کارکردهای مفهوم در شعر امروز )

 

تاریخ: جمعه 17 مرداد 1393 -زمان:15:59

 

 

درود جناب استاد آتشزاد گرامی
بسیار ممنونم از حضورتان و ورودتان به بحث
و خوشحال تر اینکه چقدر زیبا و فنی به بحث مورد نظر من پرداختید خیلی منتظر بودم این نقد را بر رویکرد نو آوری ها ببینم که البته دوستان به مطالبی پرداختند که اگرچه لازمه ی بحث های اینچنینی است و بعضی از ابهام ها را برطرف می کند اما دیدگاه شما را با دیدگاه خودم در موزد روند نو آوری ها همسان دیدم . دقیقن نو آوری ها دو جنبه فردی و اجتماعی یا درونی و بیرونی دارد
ممنونم جناب استاد عزیز
   

       

نام: ستار سلطانیان   عنوان مطلب: نو آوری های شعر امروز ( بخش دوم کارکردهای مفهوم در شعر امروز )

 

تاریخ: جمعه 17 مرداد 1393 -زمان:15:01

 

 

اشکار است که ازمایشات با حیواناتی مانند موش ازمایشگاهی بوده است و نتایج را در انسان تعمیم می گستراند. حالا و چه جالب که این مبحث بدون هیچ برنامه مرا رساند به اخرین سروده ام در این سایت در قالب چرخه لووپ . "موش ازمایشگاه . من شرمنده ام. تو شرمنده مباش.بشریت را خدمتی موش ازمایشگاه"

با پوزش اگر تبلیغ شخصی آمد به میان " border="0" height="18" width="18">
   

       

نام:

/ 0 نظر / 129 بازدید