برگزیده دومین کنگره شعر روستا در سال 90 خرمبید

طعم لبخند آسمانی تو  ، از لب آب چشمه ات پیداست

قامتت از شکوه بالا دست ، پشت ناز و کرشمه ات پیداست

آسمانت همیشه بارانی است حس تو مهرگان خرداد است

مهرت اردیبهشت سرسبزی توی پس کوچه های مرداد است

عشق یعنی شکوه آینه ها  با تو احساس خواهری دارد

ماه بودن هزینه برداراست  ، روی تو طعم دیگری دارد

ذهن گل مانده در بیابانت ، مثل احساس ناب مثنویت

مثل شعری که زیر آوار است ، لا بلای کتاب مثنویت

با تو می مانم ای ترانه اوج تا غزلواره ها ترانه شوند

از لب چشمه تا دل صحرا ، حرف های تو شاعرانه شوند

مثل گلهای ناز سعدیه ، در تو احساس عاشقی شده ام  

شعر گفتم که عاشقی بکنم  ، با تو سرباز صادقی شده ام

پیرزنها هنوز می خوانند ، روستا سرزمین عاطفه هاست

آسمان در سکوت آن جاریست ، در صمیمیتش نگاه خداست

بارها از کنار گونه ی تو ، کاروانهـــا به ناکجا رفتند

در ته التماس دستانت ، تا افـــق های دردها رفتند

حس سعدی دوباره آمد وگفت ، توی  احساس بی بهانه من

پسران وزیر، ناقص عقل ،  به گـــدایی به روستا رفتند

وقتی احساس تو غزلخوان شد ، آسمان هم دوباره آبی شد

روستا زادگان دانشمنــــد ، به وزیری پادشا رفتند

شعر من پشت چشمه ات رقصید ، بر لب اطلس شقایق ها

رازقی ها برای عرض ادب ، شروه خوان اقیاقیا رفتند

نذر کردم دوباره برگردم ، دور دستت دخیل می بندم

مطمئن باش عاشقت شده ام ، گرچه دل های آشنا رفتند

مأمن شعرهای من شده ای ، با تو فردوسی ام نمی بینی ؟

امر کن عاشقان، که برگردند ، از مسیری که بی صدا رفتند

/ 2 نظر / 13 بازدید
اگهی ویژه رایگان در وین کالا

با سلام ثبت اگهی ویژه هفت ستاره شما به صورت کاملا رایگان با تمامی امکانات موجود در سایت ما با تشکر از شما مدیر سایت وین کالا

اگهی ویژه رایگان در وین کالا

با سلام ثبت اگهی ویژه هفت ستاره شما به صورت کاملا رایگان با تمامی امکانات موجود در سایت ما با تشکر از شما مدیر سایت وین کالا