دستم به طوق و بال کبوتر نمی رسد

 

 

دستم به طوق و بال کبوتر نمی رسد 

اما به دور قد صنوبر که می رسد 

 گاهی می آیند و می روند بی آنکه حس ت کنند . مانند بیت المقدس اشغالشان می شوی سربازهای زره پوششان را در سرزمین مقدس قلبت گسیل می کنند حتا بی آنکه بدانی کدام واگن تو را به جهنم می برد . حال آنکه ترا بهشت سروده اند

خدای من 

ایستگاه بعدی قطار را نگه دار می خواهم پیاده شوم  

.

.

.

.

 

 

 

یک استکان مغازله :


روئیده است در دل من نو نهال عشق
مستم نموده عطر گل پامچال عشق

این جاده آخرش به شما ختم می شود
طی می شوم اگر برسم تا شمال عشق

این باز ها دو بال مرا هم شکسته اند 
اما تو را رقم زده ام با دو بال عشق

بین من و تو یک هیجان خط فاصله است
من مانده ام میان همین احتمال عشق

قحطی گرفته در تن من شور و حال را 
دل بسته ام به فصل زمستان سال عشق

کانون عشق و عاطفه در من کبوتر است
صدها غزل نوشته دلم در خیال عشق

امشب شب قرار من و نور ماه بود 
کی می رسی به وعده ی دور از مجال عشق

حالم گرفته گریه ی تو بد به حال من 
کارت گرفته در غزلم خوش به حال عشق 
جابر ترمک

/ 1 نظر / 18 بازدید
مستانه

سلام عزيزم خوبي؟ چند روز پيش يکي از دوستانم سايت زير رو بهم معرفي کرد که باهاش تبادل لينک کنم من فکر کردم تاثيري نداره ، ولي بعد از اين که وبلاگم رو تو اين سايت و سايت هاي شبيهش لينک کردم هر روز بازديد وبلاگم زياد ميشه. خواستم اين سايت رو به تو هم معرفي کنم . حتما تبادل لينک کن چون لذت وبلاگ نويسي تو آمار بالاست www.vatanlinks.ir