تقدیم به او که در من راه می رود

سمت دریا نرو بیا برگرد باد پیچیده توی روسری ات 
نور مهتاب نقره می پاشد لای گل های چادر زری ات

فتح کن سرزمین چشمم را قبضه کن کشور نگاهم را
لشکر عشق را مسلح کن به همین ابروان خنجری ات

تا تو در آسمان غزلخوانی شعرهایم شبیه مهتابند 
کهکشان با وجود مشتری اش تازی ها شده ست مشتری ات

سمت ساحل نرو که می ترسم ماه در جزر خود فرو افتد 
ساحل و موج های بی پروا شده مبهوت رقص بندری ات

بنشین ماه من تماشا کن ( دست بردار از نتابیدن) 
موج ها رقص نور می خواهند هیچ کس نیست در برابری ات 

/ 2 نظر / 15 بازدید
صفیه کناری

درود استاد فتح کن سرزمین چشمم را قبضه کن کشور نگاهم را لشکر عشق را مسلح کن به همین ابروان خنجری ات این بیت ماتم کرد استاد بی نظیره

محمد جواد باقر پور

تا تو در آسمان غزلخوانی شعرهایم شبیه مهتابند کهکشان با وجود مشتری اش تازی ها شده ست مشتری ات [گل][گل][گل]