سه تا غزل

١

غزل به خرج تو دادم که مال من باشی

همیشه تازه ترین شرح حال من باشی

دوباره جمع نقیضین تو محال افتاد

تو باید از نظر عشق بال من باشی

همیشه تازه ترین پاسخی که می خواهم

برای نقشه و طرح سئوال من باشی

لبم به حادثه افتاد و بر به مشکل خورد

درست وقتی که باید تو خال من باشی

قرارنیست که هرشب قرار تو بشوم

و فکر کنی که هرشب حلال من باشی

خودت دوباره نوشتی که دوست میداری

فقط برای خودم در خیال من باشی

و من برای همین قانعم که می مانی

برای اینکه فقط سیب کال من باشی

٢

ای فدای لب شیرین و بهار دهنت

بوی گل می رسد از باغچه ی پیرهنت

آسمانی و غزل طعم لبانت دارد

لب ما سرشکن بوسه فندق شکنت

ناز ابروی تو سهراب دلم را کشته است

رسم ما نیست در این شیوه خنجر زدنت

مدتی هست هواخواه نگاهت شده ام

می نشینم بخدا گوشه ی هر انجمنت

آنقدر دست به دامان نسیمی شده ام

که پر از فصل بهاری برساند به منت  

٣

افتاده ام به دام کسی شاعری کنم

حتا اگر که در  قفسی شاعری کنم

صد سال هم اگر که بمانم در این غزل

باید که تو به من برسی شاعری کنم

فرقی  نمی کند چه کسی هستی و خودت

دریا بشو که هر نفسی شاعری کنم

گفتی ببرشبی غزلت را به او بده

شایسته نیست پیش خسی شاعری کنم

شعرم فقط به نام تو سنجاق می کنم

حتا اگر به طعم گسی شاعری کنم

 

 

 

 


/ 9 نظر / 12 بازدید
حامد چراغی

سلام آقا جابر از غزل اولت خیلی خوشم اومد.همونی بود که منتظرش بودم. بعد از مدتها انتظار. گزاشتم تو وبلاگم.ممنونم

نارنجستان خیال

از غزلهای زیبایتان بهره ی وافر بردم. سری هم به ما بزنید بد نمی گذره!!!!

فاطمه

این جاده آخرش به شما ختم می شود پس با اجازه من شده ام مایل شما كاش ما هم با بانوي شعرهاتون آشنا مي شديم آقا جابر

نارنجستان خيال

سلام !مي خواستم بگم «خيلي بي معرفتي » دلم نيومد. حالا ديگه حتما مياي.

فاطمه

ديريست مي خواهم نگاهم را بخـــــــــواني از كم وكيف فكــــرمن چيزي بداني مي خواهم اين قلبم به پيش تو بمانــــــــــد تا در نگاهــم ســـــــــبز همواره بماني همیشه سبز باشید و پیروز

فاطمه

سلام آقا جابر شما کتابی هم چاپ کردید؟

من حرمت نگاه خودم را شکسته ام تا احترام چشم سیاه تو نشکنم

ماه خراسان

سلام جاب ترمک ممنون از این همه اشعار زیبا و ناب حال کلاس خوبی برایم فراهم شده تا از آن استفاده کنم افتاده ام به دام کسی شاعری کنم حتا اگر که در قفسی شاعری کنم صد سال هم اگر که بمانم در این غزل باید که تو به من برسی شاعری کنم ضنن در آن شعر زقنبوت منظورم فرد خاصی نیست اون غزل را حدود سی سال پیش گفته ام و یک مقدار اخیرن آن را ویرایش کردم در پناه خدا [گل]

ماه خراسان

سلام جناب ترمک اون شعر زقنبوت خطاب به شما نیست و تشکر می کنم از این اشعار زیبا که کلاس درسی برایم شده است در پناه خدا[گل]